Month: July 2013

هلاک

سرانجام به من مبتلا خواهی شد در انتهای يك نامه كه حروف ريزتر از عدسی بزرگ بين روی دماغ مغرورت دارد يا در آغاز يك بی‌خوابی كه مثل من خوابيده در آغوش بی‌تابی خودش سرانجام… دونیمه‌های هيجان تپیده‌ی يك ماهی كه خيز برمی‌دارد بزرگ‌تر...

Read More

اوج

همه چرخ‌هايم به تو مي‌رسند وقتي زمين می‌ایستد و ساعت وارونه راه مي‌رود خودم را بغل می‌کنم به‌اندازه‌ی آغوشی كه ندارمت عشق اوج خود ارضایی است وقتي آدم‌ها ماشين مي‌شوند شاید زندگي حوصله‌ی من و تو را ندارد که به تعويق می‌افتیم. ۱۵...

Read More

ماضی

کهنه مثل قلبم که با هیچ‌کس قسمتم نمی‌کرد مثل دیوار چین که ورودی‌ها را می‌بست و از نامت تیتر می‌زد بر ملکیت زمین در چرخ مدور زمان مثل اسطوره‌های یونان و جنون کور بازماندگان نازی درهای هیتلر آن‌قدر پیچیده بودمت که ماضی نمی‌شدی در...

Read More

مراسم

آیا به‌راستی مرده‌ای؟ دست می‌کشم روی قلبت سرد ست هیچ شعری از من در آن نمی‌تپد نگاهم از دهلیز تاریك به معبر نمی‌رسد مراسم ساده‌ای داریم من با تور سپید، پیراهن سیاه، عینک دودی تو با لباس عزایی که یقه‌اش را نبسته‌ای معبر بزرگ است و...

Read More

FaceBook

2019

Archives

Calendar

July 2013
M T W T F S S
« Jun   Aug »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031  

Categories