Month: May 2014

عروسک

شعر، عروسکی منست با کلید کوکی روی قلبش با دستانی که بی تو نمی چرخد و لبهایی که بی تو نمی خندد نرقصد یا نخندد بازی تمام نخواهد شد تراژیدی را بازی می کنیم وگریه را مرور مهم اینست که تو، روی قلبم...

Read More

ریشه‌ها

نمی‌توانم به گذشته برگردم و از ریشه برونت کنم مثل یک درختِ خشکِ زمستانی که شاخه‌های برهنه و بی‌برگش جوگیری برف و توفان است نمی‌توانم برگردم و ترانه‌هایم را که برگ برگ ریخته‌اند از چنگ دست و دهن باد برون آورم یا از جاده‌ها بروبم...

Read More

خانواده

مادرم با خدا حرف میزند خواهرم به سازمان ملل نامه ی سر گشاده می نویسد حجاب اسلامی می پوشد وکتاب «جنس دوم» می خواند برادرم، محلولی از تیزاب ها و القلی ها ست بر زخمها نمک می پاشد کلاه چه گوارا به سر میکند به راه پیمای اعتراضی میرود...

Read More

شک

شک به هیچ کس رحم نمی کند و ما نسل نامردم ترین آدمها رازی نداریم که از دهن دوست تا گوش دشمن نرسیده باشد ما، از سعدی تا برشت …. از اعضایی همی، که نیستیم تا آدم آدم استی که هستیم ما نمی شویم.. به تو می شد همه چیز را گفت بی هیچ...

Read More

FaceBook

2019

Archives

Calendar

May 2014
M T W T F S S
« Apr   Jun »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  

Categories