Month: August 2014

امید

حالا چه کسی؟ حتی اگر هیچ شببهِ تو نباشد سر ساعت نیاید کفش های همرنگ شال گردنش نپوشد رنگ چشمانش تیره تر از قهوه ی داغ نباشد و لبخندش دو تا قند بیشتر نریزد باز هم خواهم رفت سر ساعت میعاد های مرده در همان کافه روی همان صندلی خواهم...

Read More

بود نبودها

از همه سو می توانستم نگاهش کنم ازگوشه ی سقف، ازلای پنجره بسته ازپشت در، از آنسوی دیوار از شرق یک ستاره از شمال یک گردباد ازشکفتن یک لبخند یاریختن یک قطره اشک عجین بود در همه طعم های ممکن زندگی با همه چیز، از همه جا روی نفسهایم...

Read More

منفذ ها

به سلول انفرادی پرت شده ام زمین پاهایم را می کشد میان گودالی که بشریت در سرم چال کرده است دراز می کشم در خودم می ترسم از تکیه زدن پس شانه هایم زخمیی ست میدانم دیوارها مثل نارفیق ها موجودات حقیری بیش نیستند هر لحظه ممکنست خنجری...

Read More
  • 1
  • 2

FaceBook

2019

Archives

Calendar

August 2014
M T W T F S S
« Jul   Sep »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
25262728293031

Categories