Month: November 2014

عشق سرطان نیست

تکه،پارچه های خودم را جمع می کنم از دور و برت باید آن زن کامل را بسازم با اولین قطار سر ساعت حالا بی هیج جامه دانی “ترک” خواهم شد مهم نیست فردا صبحانه ات دیر شود یا لنگه جورابت گم حتی مهم نیست قرص هایت را خورده ای...

Read More

انتقام

کاش نقاش می بودم و ترا ماهی کوچکی در دهن یک تمساح می کشیدم یا پروانه ای در چنگ عنبکوت های وحشی مردی با موهای ژولیده و دست و پای آویزان افتاده در رهرو با بوتل های شکسته ی ودکا ،ابستره ای ،زیر هزار چلیپای سیاه تا بخواباندمت در گور...

Read More

مگر خودش

،تنهایی جفتی ندارد مگر خودش پهلو به پهلوی هم می نشینند به هم دیگر زل می زنند مثل دو چشم بهم چسپیده یک ابستره ی بی لب مثل دستهای یک پیچک وحشی تاب خورده در عمود تنش ،تنهایی پشت و پهلوی ندارد تا از هر کاهی، کوه بسازد و تکیه کند به...

Read More

برای همه ترانه های نکبت بار…

از سرم هزاران گلوله شلیک می شود در تاریکی خاموش بی هدف جسدم می افتاد در ازدحام یکی از «من ها» صدایم می زند به نامی که نمی دانم کیست؟ گلوله ها، پارچه ها، منها و سرم چقدر بی هدف دهن باز می کنند مایع سرخی در من می رقصد با ریتم سرود...

Read More

FaceBook

2019

Archives

Calendar

November 2014
M T W T F S S
« Oct   Dec »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

Categories