Month: July 2015

آخرین قوس

نمی دانم چه اتفاقاتی دست به هم می دهند تا پرتابت کنند جایی که نباید باشی تا بیفتی،برخیزی و تلاش کنی برگردی، برگردی به گذشته برگردی به یک جایی قبل از پرتاب قبل از اتفاق گمان می کنم تو مثل یک پیامبر ساحر و جنون زده همه آن مدتی که...

Read More

شب

شب تنها نیست همیشه ذره ای از ترا با خودش دارد در سو سو کم رنگ مهتاب در آمد و رفت آنی ستاره ها در سیاهی بی انتهای دامن بلندش لای کتابهایی که می خوانم لای اضطراب گیج داستانهایی که هرگز شبیهی داستان ما نیستند و شعرهای عاشقانه یی که...

Read More

من و ساعت

عقربه هایم روی تو گیر کرده اند و زمان ترا نشان می دهد در ابدیت ایستای بی تغییر برون از من به کجا رسیده ای؟ چند سال از تو گذشته است؟ چند قرن به تو مانده است؟ چند معاد دیگر؟ نمی دانم  عقربه هایم در تو گیر کرده “روی چند...

Read More

نابینا

چگونه می‌پذیرید ادعای جهان را که با خورشید می‌توان رنگ‌ها را دید ،فصل‌ها را ،اشیا را آدم‌ها را وقتی نابینایی ترا فراموش می‌کنند من دیری است میان تاریکی نشسته‌ام و تو فصل عوض می‌کنی برای گل‌ها، برای گرگ‌ها از جشن یلدا تا جشن گل...

Read More

وفا هم مردنی ست

،انسان موجود عجیبی ست بیشتر وقتی‌که رهایش می‌کنی و از سوراخ هیچ کلیدی چشمت به او نمی‌رسد صدایت به او نمی‌رسد ،و دستت حتی دستت به او نمی‌رسد موجود عجیبی شده‌ام ،زنی به تمام معنی که قادر نیست نقش فرشته‌ی معصومی را بازی کند و مثل...

Read More
  • 1
  • 2

FaceBook

2019

Archives

Calendar

July 2015
M T W T F S S
« Jun   Aug »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

Categories