دلم می‌خواهد
منتظرت باشم
بی قراری کنم
آهنگی به یادت گوش بدهم…
ترانه یی بنویسم
به باران، به باغ، به آفتاب، به بهار
پیوندت بزنم تا سبز شوی
و گل بیاوری
دلم می‌خواهد
شکست را دوباره تجربه کنم
و با شانه‌های لرزان عاشقانه بگریم
بعد …
روزها، ماه ها شاید هم سال ها
غرق شوم در حسرت باشکوه یک عشق آسمانی
عشقی که آمدن دارد
رفتن نه…
دلم می‌خواهد
دفتر خاطرات مان را بازکنم
و هیجان گمشده‌ یی را شلاق بزنم
که مثل اسب مرده یی
افتاده وسط راه
دلم می خواهد اما…
عشق،
زخم سرطانی نیست
پوست بالا می‌آورد
و درمان می‌شود