نا تمام

by | Dec 13, 2018 | برای فردایی که نیستم

به دنبال چیزی از تو در خودم سرگردانم
چیزی به‌جامانده از آتش‌سوزی بزرگ
به‌جامانده
از کبریت‌های نیمه‌سوخته
و سیگارهای خاکستر شده عاشقی
چیزی در جرقه یک شعله
… حتی به‌قدر بوسه‌ی فشرده‌ی کوتاه روی گونه‌ام
به‌قدر نگاهی میان سه کلمه من و تو و عشق
به‌قدر ملودی سازی که دوست داشتی فقط یک‌بار بشنویش
به‌اندازه زمزمه‌ی نامم میان لرزش لبانت
درنهایت مستی
به‌قدر شعر عاشقانه یی
که ناتمام ماند
به دنبال چیزی از تو در خودم می‌گردم
چیزی که مرا به زندگی به خودم
و به جهان دوباره پیوند دهد