جهان ساده

by | Jan 12, 2021 | پروانه های آبی

تا جهان پر از خوبی‌ها شود
دست می‌کشی روی مجسمه‌های طلایی و تاج‌های الماس‌
و همه تبدیل به جنگل سبز و درختان تازه می‌شوند
برج‌ها را لمس می‌کنی با سرانگشتانت
پرنده‌ها می‌پرند از نوک بانک‌های درخت شده
و سیب‌های پخته می‌افتد
به دامن زنان باردار گرسنه
جهان پر از خوبی‌ها شده
،دست می‌کشی
به مرداب بانک نوت‌های سیاه مفلوک
و دریای جاری می‌شود
که کارگران پنجره‌های بسته
در آن آب‌تنی می‌کنند
و هر شام برای بچه‌هایشان ماهی تازه می‌برند
…تا جهان پر از خوبی ها، خوبی ها، خو
گهواره را تکان می‌دهی
برج‌های عمودی “داتا” فرومی‌ریزد
جهان خالی از خبر تازه است
مهربانی چراغ اتاق کوچک را روشن می‌کند
وبابای روی پسرکش را می بوسد
گهواره را تکان می‌دهی
“زمان” دستی به کمر می‌گیرد
و می‌نشیند روی زمین هموار با علف‌های آفتابی
خسته اما شادمان
و به کوره آتشینی چشم می‌دوزد
که به رستاخیز رسیده
!به مرگ سرمایه