Author: Zinat

عنکبوت

عنکبوت تنیده ای همه تارهایت را روی پوست خشکیده ی بالهای های عسلی ام آه ! چه زود، دیرمیشود ديگر آن پروانه ی نشسته كنار پنجره ي باز نيستم 1 ژوئن 2013 سوال آیا هنوز ترا دارم؟ فلسفه پیرشده در دستانم ومن بی چشمان تو به صورت شيشه ی...

Read More

پریدن

منتظر می‌مانم آن‌قدر که مزرعه را باد ببرد قطارها به سونامی بریزند دریاهای آسمان بخشكند آن‌قدر تا هفت پرنده به هم بچسبد، ققنوس شود تا كور شوند کوه‌ها از غش پيمبر و نازل شود خدا از قلم در حرا می‌مانم همین‌جا در خاکی که مالی من...

Read More

Categories

Archives