نیهیل یعنی من

گودالی ست عمیق درون همه خوشبختی ها  

بعد از من

تو هرگز تکرار نمی شوی

این شعرها برای تو نیستند عزیزم

عشق،برهنه یی مادرزاد است

برای فردایی که نخواهم بود

سرم را می‌چسبانم به سر بت‌ها

موزون های نا متعارف

وصیت می کنم در مرگ من آیینه ات سازند

علامت

خون اما
جو می کشد
پل می زند
مرزها را از هر خط خطی کاغذی
می شوید
جنگ را رد می کند بی سو
تا بخت ها را مساوی بسازد
با علامت ساده بد

واهی

تصور کن دست‌بریده‌ی سربازی هستی افتاده جدا از تنش در آتش تصور می‌کنم عروسی هندی هستم خوابیده در...