2019
زاد روز

زاد روز

برای اقیانوس‌ها زاده شده است
برای آتش‌فشان‌های جاری که سر می‌روند.
از جوشیدن و خروشیدن
برای پایان شبی که
تنها به طلوع خورشید قانع می‌شود

پرستش

پرستش

به عبادتگاهی سپرده‌شده‌ام
که سنگ‌ها را پرستش می‌کنند
سنگ‌هایی که صورت‌های خاکستری

 

نشانی

نشانی

مهم نیست از کجا به تو رسیده ام
شاید پشت سرم تونلی باشد
از شب های پی هم یا سیاه چالی عمیق و سرد
یا گردابی که چرخ می زد دور خودش و من
هرچه بوده بر نخواهم گشت تا نگاه شان کن
حالا که به چشمه ی خورشید رسیده ام
با نور آبتنی خواهم کرد
و نشانی تازه ام را به خاطر خواهم سپرد

چه کسی

چه کسی

به کجا بر می گردی
که آغوش تر از آغوش من باشد
به کدام شهر
به کدام خانه 

بازی 

بازی 

زندگی از صفر آغاز نمی‌شود
قبل از تو یکی این نقش‌ها را بازی کرده
باید تاج را ازسرت برداری
و بنشینی
کنار گدایی که جز سگ ولگرد

سامانه های بزرگ

سامانه های بزرگ

تمام چیزهایی را که از دست داده ام
آن قدر نبودند که در جیب کت بارانی

“یاس”

“یاس”

به تو عادت نخواهم کرد
درون همه خوشبختی‌ها

سبدهای خالی

سبدهای خالی

،تکرار
شکل دیگری از سکوت است
لب‌هایت را می‌جنبانی

اتاق شش 

اتاق شش 

ربطی به هوس نداردر
عشق باید از لب‌ها شروع شود
از بوسه‌های داغ لب گیر و لب‌سوز
از بوسه‌های بی‌تاب که سؤال نمی‌پرسند
و منتظر پاسخ نمی‌مانند
از عطش نگاه‌هایی که

روزنه‌

روزنه‌

به دنبال روزنی می‌گردم
تا ترانه یی از آن پرواز بدهم
ترانه یی که