Category: نیهیل یعنی من

Posts 2019

زاد روز

برای اقیانوس‌ها زاده شده است برای آتش‌فشان‌های جاری که سر می‌روند. از جوشیدن و خروشیدن برای پایان شبی که تنها به طلوع خورشید قانع می‌شود

Arts

Poetry

Literature

سبدهای خالی

،تکرار شکل دیگری از سکوت است لب‌هایت را می‌جنبانی

Posts 2016

دهقان

تمام القابی را به تو داده بودند پس می‌گیرند ستاره‌های روی شانه‌ات را که ترا افسر نظامی درخشانی می‌ساخت از شانه‌هایت می‌کنند و سرت را برهنه می‌کنند از کلاه پردار

Posts 2018

test

مولفه ها درجن شده نفس پست مدرن بودن را همیشه نفی کرده است بیشتر در این طرف ها ما و شما در کل اگر پست مدرن روایت کلان را در خود ندارد چگونه ما از طریق مولفه ها برای آن روایت کلان خلق می کنیم. ویژگی های قطعه قطعه بودن، بینامتنیت،...

Posts 2017

نگاه

از همه‌چیز هیچ می‌ماند ببین این دست‌های من ست که ترا خالی کرده از خودش و این هم‌چشمانم که مثل...

Poetry 2018

جاری

پشیمان نیستم اگر از قطره یی دریایی ساختم بزرگ و باشکوه و فراموشش کردم تا ابد نگاه کن به اعظمت خودت...

سایه ها

آن سایه
پشت آن پرده لرزان و خاکستری تو استی؟
تو استی؟
که لب‌هایت می‌جنبد
در ترانه یی که به گوش من رسیدنی نیست

اشیا

اشیا
به ساعت نگاه می‌کنم
که حرف نمی‌زند
فقط راه می‌رود

Loading

Featured Articles one

سرنوشت

به دنیا آمده‌ای که عاشقم شوی چشم‌هایت را بدهی به خورشید دست‌هایت را به دریا و قلبت را قسمت کنی میان مردانی که نمی‌دانند دل باختن یعنی چه

Featured Articles one

نامرئی ها

آیا گاهی از خودت چیزی فهمیده‌ای؟ آیا گاهی از کنار خودت رد شده‌ای؟ ،تو تو که صورت‌های دیگری از من منی همین‌جا بیست ،دستانت را به‌اندازه‌ای یک آغوش نامریی !بازکن !ببند

Featured Articles one

زندگی

،زندگی عکس دست جمعی ما ست روی تاقچه وقتی خانه آتش می گیرد و تو هنوز لبخند می زنی

Featured Articles one

نام

آویخت از صدای تو نامی که نیستم مهتاب نازنینی و شامی که نیستم شاید برای غصه ی من این جهان کم ست...

Featured Articles one

عادت و بازی

زندگی از صفر آغاز نمی‌شود قبل از تو یکی این نقش‌ها را بازی کرده باید تاج را ازسرت برداری

نشانی

مهم نیست از کجا به تو رسیده ام
شاید پشت سرم تونلی باشد
از شب های پی هم یا سیاه چالی عمیق و سرد
یا گردابی که چرخ می زد دور خودش و من
هرچه بوده بر نخواهم گشت تا نگاه شان کن
حالا که به چشمه ی خورشید رسیده ام
با نور آبتنی خواهم کرد
و نشانی تازه ام را به خاطر خواهم سپرد

Loading

“پیوند ها”

مثل هفت‌تیرهای خالی
خسته از تیراندازی کنار هم دراز می‌کشیم
و به سربازانی می‌اندیشیم

Loading

چه کسی

به کجا بر می گردی
که آغوش تر از آغوش من باشد
به کدام شهر
به کدام خانه 

بازی 

زندگی از صفر آغاز نمی‌شود
قبل از تو یکی این نقش‌ها را بازی کرده
باید تاج را ازسرت برداری
و بنشینی
کنار گدایی که جز سگ ولگرد

“یاس”

به تو عادت نخواهم کرد
درون همه خوشبختی‌ها

اتاق شش 

ربطی به هوس نداردر
عشق باید از لب‌ها شروع شود
از بوسه‌های داغ لب گیر و لب‌سوز
از بوسه‌های بی‌تاب که سؤال نمی‌پرسند
و منتظر پاسخ نمی‌مانند
از عطش نگاه‌هایی که

Loading

Posts 2019

زمان وارونه

رابطه‌ام با زمان وارونه است تقویم پار، پار، پار.. سال‌ها در ذهنم ورق می‌خورند و حرکت می‌کنند به...

  • نیهیل یعنی من

آفرودیته

پرنده ها گل‌ها درخت‌ها پروانه ها دریای آبی آرام که منتظر توفان است ،باران که پستان های برهنه‌ی باغچه را دست می کشد زنبورهای بوسه چین

دیکتاتور

من به شما قول می‌دهم
که از بریدن دستانم شکایتی نکنم
و اگر نوبت زبانم رسید
سکوت
گزینه‌ یی نخواهد بود
که پیش بیاید

گره

وسط یک گره‌
گیر مانده‌ای
به دو سو نگاه می‌کنی
به زمینی که سمت ندارد
به حلقه‌هایی که چرخ می‌زنند ترا روی توقف

از جنگ به جنگ

آینده یی وجود ندارد
حالی وجود ندارد
فقط گذشته ست
که مثل مادر پیری ما را در آغوشش می‌فشارد
تا همه پوست ما بتکد

Loading
  • همه چیز برای هیچ
  • نیهیل یعنی من

جستجو

شب شده  وقتش رسیده از بستر بلند می‌شوی و به سراغ تاریکی بروی شاید ایستاده باشد آنجا در اتاق خاموش...

از مصدر بلعیدن

جهان، پُر از رابطه‌ها ست رابطه من با اتاق که مرا زندگی می‌کند رابطه من با خیابان که او را زندگی نمی‌کنم رابطه من با پنجره که مرا وصل می‌کند با روز، با شب رابطه من با سقف که مرا میخ‌کوب می‌کند در خودم رابطه من با درخت که رشد...

زمان وارونه

رابطه‌ام با زمان وارونه است تقویم پار، پار، پار.. سال‌ها در ذهنم ورق می‌خورند و حرکت می‌کنند به...

نا تمام

به دنبال چیزی از تو در خودم می‌گردم چیزی که مرا به زندگی به خودم و به جهان دوباره پیوند دهد به...

برون از زبان

به همه‌چیزهایی می‌اندیشم که در اختیار زبانند برون از زبان اما منی ست که ترا نفس...

گودال

سرنوشتم را خفه می‌کنم تا آدم دیگری باشم از گودالی به گودالی نقب بزنم تا جای پای خودم را بازکنم در...

Loading

Categories

Archives